تبلیغات
محب علی - تکلیف ادبیات (1)
محب علی

داستان زیر را بخوانیدو به مفعول های آن توجه کنید.فکر می کنید

چند مفعول در این متن دیده می شود؟

در دفتر ادبیات خود مفعول ها را بنویسید.

 

در روزگار قدیم ،مردی به نام حاتم طائی زندگی می کرد.حاتم طائی مردی ثروتمند بود.او ثروت خود را در راه خدا  ، بــــــــــرای مردم خرج  می کرد.برای همین بین مردم مشهور بود.

روزی ، یکی از دوستان صمیمی از او پرسید:آیا در مدت زندگی ات از خودت بزرگوار تر و بخشنده تر دیده ای؟

حاتم جواب داد :« بله »روزی عده ی زیادی از مردم را  به خـــــانه ام

دعوت کردم و چهل شتر بزرگ قربانی کردم.

آن روز مجبور شدم برای انجام کارمهمی از خانه بیرون بروم.در بین راه ،مرد خار کنی را دیدم به او گفتم :«چرا به مهمانی حــاتم نمی روی؟

مگر نمی دانی که امروز در خانه ی او مهمانی بزرگی بر پاست؟ او گفت :هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طائی نبرد.»

 




طبقه بندی: ادبیات، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مهر 1391 توسط فرناز محب علی | نظرات()
jerrySuozzo.jimdo.com
سه شنبه 24 مرداد 1396 12:49 ب.ظ
It's truly a nice and helpful piece of information. I'm happy that you simply
shared this useful information with us. Please keep us up to date like this.
Thank you for sharing.
مهدی شرکت
یکشنبه 30 مهر 1391 06:13 ب.ظ
باتشکراززحمات شما
علی جاودان
پنجشنبه 27 مهر 1391 12:09 ب.ظ
متشكر
محمد حسین راستی
پنجشنبه 27 مهر 1391 10:21 ق.ظ
خیلی ممنون از زحمات شما معلم عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :